خرید بک لینک

حالا چه جوری فهمیدم مهم نیست .

مامان داره میره با دوستاش سفر . سر همین نبودنش فهمیدم بابام دوست دختر داره !!

واسه همینم بابام از فردا نیست

خجالت اوره

چه قدر پرو هستن اینا دیگه

اه

دارم با کیا زندگی میکنم !

حرمت و شرافت وجود نداره

زندگی مزخرف فقط بلدن خوش بگذرونن حالا به هر قیمتی

برچسب: نویسنده: هستی سامانی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 17:18

با دکتر حرف زدم . خجالت هم نمیکشه این مدت ازش خبری نبود . گفتم گند خودتون زدید حالا خیالتون راحت شده !!!گفت احتیاج داشتی تنها باشیجالبه واسه هر چیزی توجیح دارهبحث شد سر بابامگفتم این چه وضعیتیه !! گفت به تو مربوط نیست مادرت زندگی خودش داره پدرت هم همین طور ...گفتم من جای زندگی کردم که این جور چیزا گناه و درست نیست ...خندید !!!!باز تکرار کرد به تو مربوط نیست روابط پدر و مادرت !!!پشت تلفن جیغ زدم زندگی من و سینا هم به شما مربوط نبودیه مشت احمق دور هم جمع شدنمن هنوز فکر میکنم خونه هستم دو سه ساعت دیگه 12 شب باید بخوابم :(((

برچسب: نویسنده: هستی سامانی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 17:18

دیگه اینجا می نویسم nafas-x.blogsky.com

برچسب: نویسنده: هستی سامانی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 17:18

صفحه بندی